بلاگ ارغنون | خرده‌تأملاتی در باب انسان و اندیشه صفحه اصلی درباره ما ورود / ثبت نام مترجم ورود / ثبت نام کاربر واژه نامه

شما اینجا هستید: ارغنون > بلاگ > بنیادهای تاریخی و فلسفی علم روان‌شناسی (5): تجربه‌گرایی

بنیادهای تاریخی و فلسفی علم روان‌شناسی (5): تجربه‌گرایی


بنیادهای تاریخی و فلسفی علم روان‌شناسی (5): تجربه‌گرایی

واژه‌ی “empiricism” برگرفته از واژه‌های یونانی و لاتینی‌ای است که معناهایشان به مفهوم کنونی «تجربه» در نزد ما شباهت دارد. تجربه‌گرایی در استعمال امروزی آن به نظریه‌ی شناختی اشاره دارد که تجربه در آن نقش محوری را ایفا می‌کند. در وابستگی تجربه‌ی جهان به اطلاعات حسی  تردیدی نیست. بر اساس تجربه‌گرایی، دانش مبتنی بر واقعیت‌های مشاهده‌پذیری است که در تجربه بازنمایی می‌شوند. چنانکه از داستان تاریخ روان‌شناسی پیداست، تجربه‌گرایی اغلب در برابر عقل‌گرایی قرار داشته است. تجربه‌گرایان را در اکثر دوران‌های  تاریخی و نقاط مختلف جهان می‌توان یافت، اما تجربه‌گرایان بریتانیایی همواره به یک سلسله از متفکران خود که به تجربه اولویت می‌داد‌ه‌اند افتخار کرده‌اند. جان لاک (1704-1632) استدلال کرد که هیچ چیزی در عقل وجود ندارد که پیش‌تر در حواس نبوده باشد. فرانسیس بیکن (1626-1561)، تجربه‌گرای قبل از لاک، نیز با عنوان «پیشتاز بزرگ روح تجربه‌گرایی» شناخته می‌شود، زیرا او بود که دانشمندان را به مشاهده و گردآوری داده‌ها تشویق کرد. به‌ باور بیکن، ما به‌جای پیروی از مرجعیت‌های فکری باید به روش‌های تجربی تکیه کنیم. 
از یک منظر غیرانتقادی، تجربه‌گرایی جایگزینی برای مرجعیت‌های فکری، سنت و هنجارهای دینی به‌منزله‌ی شیوه‌های کسب دانش است. اما تجربه‌گرایی به‌مثابه‌ی یک روش برای دانستن، خودش خالی از اِشکال نیست. اول اینکه، چنانکه در بحث دانش پیشینی و پسینی ملاحظه کردیم، بعضی از انواع دانش ممکن است به اطلاعات حسی وابسته نباشد. همچنین می‌دانیم که اطلاعات حسی ممکن است قابل‌اطمینان نباشند. حواس به‌آسانی از عواطف، زمینه‌های اجتماعی، یادگیری و انگیزش متاثر می‌شوند. جای تعجب ندارد که فیلسوفان و روان‌شناسان در کفایت تجربه‌گرایی به‌منزله‌ی یک شیوه‌ی دانستن تردید کنند. 

 

منبع:
King D. Bret & Woody William Douglas& Viney Waymne, A History of Psychology; Ideas and Context (5th ed), Pearson, 2016, p. 18.
 


کلمات کلیدی: تاریخ روان‌شناسی، تجربه‌گرایی، جان لاک